برچسب: داستان، پاورقی، شیوا، گیلاکو

شیوا قسمت هفدهم

قسمت هجدهم در قسمت قبل خوانديم شيوا و پارسا تمصيم گرفتند نامزديشان را به هم بزنند. اين بود كه شيوا بعد از مقدمه‌چينی تصميمش را با پدرش در ميان گذاشت و همان‌طور كه برايش قابل پيش‌بينی بود با مخالفت جدی پدر مواجه شد. ادامه داستان: طوفان وقتی شروع شد كه اكرم خانم از ماجرا خبردار… ادامه مطلب

شيوا قسمت پانزدهم

در قسمت پيش خوانديم كه شيوا و نامزدش پارسا به دلايلی چند روزی از هم دور بودند. در اين دوری اجباری، هر دو فرصتی پيدا كردند تا در سكوت و تنهايی و به دور از فشارهای خانواده درباره خودشان و زندگی مشترك آينده‌شان فكر كنند. پارسا كه فرصتی يافته بود تا بر تصميمش دقيق شود… ادامه مطلب