در قسمت قبلی داستان برنج گفتیم که چه طور برنج از طریق جاده‌ی ابریشم تجارت شد و سر سفره‌ی مردم کشورهای مختلف جا باز کرد.
اما انتشار فرهنگ برنج و غذاهایی با پایه‌ی برنج فقط از طریق تجارت مستقیم نبود، بلکه جنگ‌ها، مهاجرت‌ها، حتی نظام‌های برده‌داری، در  پیشرفت خواستگاه برنج سهم داشتند. مثلا وقتی مغول‌ها به چین حمله کردند، کشاورزان چینی به کشورهای اطراف از جمله افغانستان و هند فرار کردند. این سرزمین‌ها از نظر جغرافیایی برای کاشت برنج بسیار مناسب بودند، پس برنجکاری در افغانستان و جنوب هند بسیار رونق گرفت.
برنج از همین طریق هم وارد ایران شد، یعنی از همسایگی با افغانستان و هند و البته این تبادلات فرهنگ غذایی چند جانبه بود، مثلا در دوران امپراطوری هخامنشی از آن‌جایی که قسمت بزرگی از خاورمیانه تحت سلطه‌ی این پادشاهی بود، آشپزی ایرانی با فرهنگ غذایی کشورهای اطرافش آمیخته شده بود. همین تبادلات فرهنگی است که باعث شده ما مردم خاورمیانه غذاهایی مشترک  سر سفره‌هایمان داشته باشیم.‌
غیر از جنگ، نظام برده‌داری هم بر فرهنگ غذایی مردم تاثیر داشت، کشو‍ر‌های استعمارگر، کشاورزان را به عنوان برده به سرزمین‌های خودشان می‌بردند، این کشاورزان در زمین‌های جدید شروع به کاشت و برداشت برنج می‌کردند و این شد یکی دیگر از راه‌های ورود انواع برنج هندی و آفریقایی به کشاورزی و صنعت غذایی اروپا.

حتا نام‌ “پلو” هم کلمه‌ای است که به تدریج و با تغییرات زبانی در شکل فعلیش به ما رسیده. احتمالا ریشه‌ی کلمه‌ی پلو، پِلا، پیلاف، پیلاو، که در زبان‌ها و گویش‌های مختلف ایران و کشورهای همسایه وجود دارد از کلمه‌ی “پلوکو” می‌آید. “پلوکو” در زبان نواحی سنگاپور و سریلانکا به معنای “پخته شدن” است و با توجه به این که برنج از آن نواحی وارد کشورهای اطراف شده، بعید نیست اولین نام برای برنج پخته هم ریشه در همین کلمه داشته باشد.
حالا که حرف “پیلاو” شد، بگویم که اگر گذرتان به ترکیه افتاد، “نحود پیلاو” ترک‌ها را که ترکیبی از نخود پخته شده، پلو و رشته‌های مرغ است و از غذاهای ارزان و محبوب خیابانی است، از دست ندهید.

غیر از چین و هندوستان و البته ایران عزیز، یکی دیگر از کشورهایی که برنج بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی مردمش است، ژاپن است. در ژاپن احترام به برنج به عنوان مسئله‌ای جدی به کودکان آموزش داده می‌شود. عقایدی که درباره احترام به برنج دارند گرچه ممکن است در نگاه اول خرافی به نظر برسد، اما نشانه‌ی احترام عمیقی است که برای این خوراکی که به سختی تهیه می‌شود، قائلند. در هر روستای ژاپن یک زیارتگاه مخصوص خدای برنج وجود دارد. ژاپنی‌ها معتقدند کسی که برنج را هدر بدهد کور می‌شود یا به جهنم می‌رود یا با آسیاب پودر می‌شود. یک نکته‌ی خوشمزه هم درباره نام‌های مربوط به برنج در زبان ژاپنی است که گفتنش خالی از لطف نیست. در ژاپنی نام‌های خانوادگی تویوتا و هوندا از اسامی هستند که بسیار رواج دارند و لابد شما هم این نام‌ها را در صنعت خودروسازی بسیار شنیده‌اید،
بد نیست بدانید هر دوی این نام‌ها به معنای “مزرعه‌ی برنج” است.

اما از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است. مردم ایران هم‌ برای این دانه‌ی سفید باریک بلند که با رنج فراوان و زحمت کمرهای خمیده، دست‌های پینه بسته و ساق‌های گِلی، به دست می‌آید، بسیار احترام قائلند و کلی حکایت و قصه و رسم حوالی‌اش ساخته‌اند. قرار بود این قسمت آخرین قسمت داستان برنج باشد، اما حکایات و رسوم مربوط به برنج در ایران آن قدر مفصل و پرمعنا و درخور توجه است که حیف است مفصل به آن نپردازیم، این شد که قصه‌ی برنج ما هم به قول گیلک‌ها “ری کرد” و قد کشید و حجمش زیاد شد. پس تا این جا باقی بقایتان و در قسمت بعد به تفصیل به رسم ایرانی‌ها در طول کاشت تا برداشت برنج می‌پردازیم.


در انتها این که از شما می‌خواهیم به صفحه‌ی اینستاگرام ما و کانال تلگراممان هم سربزنید، اخبار تخفیف‌ها و فعالیت‌های گیلاکو را تعقیب کنید، نظراتتان را به ما بگویید و با ما در گفت‌وگو باشید. 

نشانی اینستاگرام

https://instagram.com/gilaakoo?igshid=YmMyMTA2M2Y=

نشانی تلگرام.

https://t.me/gilaakoo_ch